جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

94

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

كس ، دنيا را دشنام بدهد و بگويد كه لعنت خداى بر دنيا ، دنيا در جواب او مىگويد كه لعنت خدا بر هريك از من و تو كه عاصىتر باشيم مر خداوند و پروردگار خود ، يعنى به سبب شقاوت و دنياپرستى معصيت خداوند مىشود و اين كس از راه حق و آخرت باز مىماند نه به جهت دنيادارى و استعمال نمودن دنيا را در آخرت و در راه حق . و از اين جاست كه حضرت سليمان على نبيّنا و عليه السلام سلطنت و مملكت و دنيادارى از خداوند سؤال و طلب نموده به فرموده رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي « 1 » . چونكه آن جناب دانسته است كه رسيدن به جميع انواع سعادات ابديّه كه موقوف است بر تكسّب نمودن جميع خيرات اعماليه و حسناتيه در دار دنيا حاصل نمىشود مگر در ملك و سلطنت كه اسباب و آلات جميع خيرات در آن فراوان مىباشد و در ضمن اين سؤال چندين حكمت مىباشد . اول : اينكه چون ملك و سلطنت از عطيت خداوند باشد خلافت و علم و نبوت همگى داخل در آن مىباشد . در اين صورت تكسّب امر آخرت و تحصيل رضاى خداوند بيشتر و آسانتر مىباشد . دوم : آنكه علم و نبوت بدون سلطنت و قوت چندان به كار نمىآيد و چون قوت سلطنت و بسيارى شوكت و مملكت با آن يار بود تصرف و تأثير آن يك هزار بود و عزت دين به سيف آشكار گردد و از اينجاست كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرموده است كه « انا نبىّ السّيف » « 2 » . سوم : آنكه چون پادشاهان و سلاطين در جهاندارى با رعايا به عدل گسترى و انصاف ، پيروى و سلوك نمايند و ظالمان را از ظلم و فاسقان را از فسق منع نمايند و ضعفا را تقويت و اقويا را تربيت دهند و علما را موقر و معان دارند تا بر تعلم علم و نشر شريعت و دين‌پرورى مرفه و فارغ البال و حريص باشند و به صلحا ، اتقيا ، عباد ، زهاد ، اعزاز و

--> ( 1 ) . ص : 35 ( 2 ) . كافى 5 : 10 : 2 شايد مضمون حديث بعث اللّه محمدا بخمسة اسياف باشد .